دیـــانا

30 روز چهارم

تا چهارماهگی:

 


عزیز مامان ، شنبه چهارماهگیت تمام شده ، امکان نداره که یک روز صبح بیدار بشی و نخندی،هر موقع باهات حرف میزنم تو هم باهام حرف میزنی ،‌در واقع کاملا متوجه هستی و عکس العملهات کاملا قوی هست ،‌عزیز مامان ، خیلی دوست دارم ، چون میبینم که چقدر سریع و روز به روز پیشرفت میکنی، چند تایی فیلم ازت دارم که حدود ٣۵ دقیقه سر و صدا کردی ، امروز که روز تولدت بود رفتیم واکسن زدیم و البته زیاد گریه نکردی ولی بعدش تب داشتی و تا ٢ روز درست غذا نمیخوردی، ولی حالا خوب شدی، خوب انتظار من کم کم داره سر می‌آید چون تو خیلی خوب به من جواب میدی ، عزیزمی  و من عاشق تو

یادم رفت بهت بگم وقتی سه ماه و ١۶ روز داشتی بالاخره ، غلطیدی ، و در یک تلاش مدام تونستی خودت رو جابجا کنی ، خیلی قشنگ این کار رو کردی

ولی من بازم منتظرم

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱:٢٢ ‎ب.ظ - ۱۳۸۸/٦/۳۱ - برای دیانا