دیـــانا

30 روز پنجم

تا پنج ماهگی:


امروز آخر ۵ ماهگیت بود برات مطلب نوشتم ولی وقت نشد بگذارم رو وبلاگ ، چندین مدت بعد گذاشتم ناراحت دیانا کاش خودت خودتو میدیدی چقدر ناز شدی ، حسابی سر و صدا میکنی ، بلند بلند داد میزنی انگار که حرف میزنی ، کاملا برمیگردی، سرت کاملا میچرخونی ،بالایا پشت سرت رو نگاه میکنی، ادما که حرف میزنن تو عکس العمل نشون میدید و با خنده هرکسی میخندی. کاملا دست و پات رو شناختی و با استفاده از دهان همه چیز رو میشناسی و در خوردن دست و پات تبحر کامل داری،و همه چیز رو در دستات میگیری .عزیزی خوب تو ماشینت رو زمین با یه پا حرکت میکنی ، سه تایی رفتیم باغ جهان نما روز تولدت حسابی از دیدن درختها و گلا کیف کردی،وقتی بیرون میری انگار هیچ مشکلی نداری، فقط به اطرافت نگاه میکنی حتی اگر گرسنه یا خوابالود باشی. 

فقط یک کلمه دارم بهت میگم قربوت برم دوست دارم ، یادت نره که هنوزم منتظرم.

...

پيام هاي ديگران()        link        ۸:٢۳ ‎ق.ظ - ۱۳۸۸/۸/٥ - برای دیانا