دیـــانا

 

حدودا دو ماهی گذشته :


توی این ماه کلی کارا کردی/ از دقیق روز جمعه ٢١/٠٣/٨٨ کامل راه میری . کلی بچه خوبی هست دیگه مثل قبلا تنبلی نمیکنی. اخه تا حالا با وجود اینکه میتونستی اما راه نمیرفتی ترجیح میدادی گاگله کنی !از دست تو/

راستی گلی آب بازیت حرف نداره واقعا میگم گریه میکنی که از تو حمام نیارمت بیرون خوش میگذرونی اونجا ، غذا خوب میخوری هرچند گاهی لج میکنی ،‌

همه وسایل رو تو کمدا در میاری میبری میزاری یک جاهای دیگه که خودت فکر میکنی جاشون باید اونجا باشه و چقدر با حوصله آروم آروم راه میری و با خودت میبری اینو بگم اونقدر حواست جمعه که دوتا چیز رو برمیداری یکیش رو دستت میگیری یکیش رو به دهنت و اون یکی دستت هم آزاده واسه تعادلت و زمین خوردنهای احتمالیت !!  وقتی رسیدی به مقصد اونوقت از دهنت درش میاری،با این روشی که داری کلی سرگرمی ولی خوب نمیشه چشم ازت برداشت چون همه چیز رو میبری ،‌بزرگ ،‌کوچیک ، سبک ،‌سنگین ،‌تیز ،‌کند ووووووووووو

کارای خطرناکی مثل بازی با کلید و پریز برق یا درب فر اجاق گاز درب کابینت و..

دختر عزیزم روز ٠١/٠۴/٨٩ دندونت اومد بیرون ، مدت زیادی بود که زیر لثه بود اما بیرون نمی آمد و خیلی هم اذیتت میکرد ،‌و جالب هست که اول دندان بالایی جلو داره در میاد بعد ۴ روز بعد پایین هم شروع به بیرون آمدن کرد. اما کلا هنوز کامل بیرون نیامدن!

 ماما ، بابا ، ایندا (اینجا ) ، ندن (نکن) ، اتل (مربوط به بازی اتل متل، که یاد گرفتی و بازی میکنی) /و...

دیانا وقتی برمیگردم به فیلمها و عکسای قدیمتر نگاه میکنم خیلی دلم واسه اون روزات تنگ میشه ،‌

راستی گلم روز ٢۶ خرداد برای اولین بار موهات روکوتاه کردم و نگهش داشت/ راستی گلم ٢٣ خرداد نقاشی هم کردی !!

توضیح احساس یک مادر به بچشم واقعا سخته چیزی نمیشه نوشت اینایی که مینویسم گزارش کاراته وگرنه وجود بچه واسه مادر کاملا فراتر از این کلمات هستن ،

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ - ۱۳۸٩/۳/٢٢ - برای دیانا